کاش خانه مان چند طبقه بالاتر بود
به آسمان نزدیکتر
از زمین دورتر...
یک تراس بزرگ هم داشت
برای وقتهایی که دلم میگرد
وقتهایی که نامهربان میشوی
بیجهت سرم داد میزنی:
برو و برنگرد
من!
توی تراس به رفتنی بی بازگشت می اندیشم
کاش خانه مان چند طبقه بالاتر بود...
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:32 توسط مریم
|
نخ های آبی ام تمام شده اند و گلهای بغچه ی چهل تکه ی دلم نا تمام ماندند.باید پیش از بند