وقت خوبیست برای خاکسپاری!

حالا که تمام تنم با سفیدی لباسم عروس شده

میان بهبهه رخوت

پوچی را جشن میگیرم!

و در کوچه پس کوچه های رویاهام

دنبال دختری هستم شبیه خودم

عروس زیبایی که سرانگشتانش بوی بنفشه میدهد

درشکه ای در انتظار اوست و کسی هم شاید...

یاد پدرم می افتم می گوید:

خوشی رفته را لابه لای درختان بهشت هم نمیشود پیدا کرد...

پدر!عروس زیبایت از روزهای خوش چیزی نفهمید

حالا میان این لباس سفید

تابوتی در انتظار اوست و کسی هم شاید...