این اصطلاح در معنای وسیعش می تواند به هر نوع هنری اطلاغ شود که اشیا و رخ داد های قابل شناخت

 را باز نمایی نمی کنند ولی عمومن به آنگونه از آفرینش های هنر مدرن اطلاق میگردد که از هر گونه

تقلید طبیعت یا شبیه سازی آن به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی روی می گردانند. به گفته ی مورخان

 هنر مدرن کاندینسکی نخستین نقاشی است که حدود سال ۱۹۱۰ نخستین نقاشی کاملن غیر-بازنما

 را عرضه کرده است و از آن پس هنر انتزاعی مدرن در بسیاری از جنبش ها و مکاتب هنری مختلف

 پرورانده شده است. با این همه دو گرایش گسترده و متمایز در آفرینش هنر های انتزاعی در خور توجه

اند:تقلیل و تبدیل نمود های طبیعی به فرم هایبسیار ساده شده که کارهای برانکوزی نمونه ی مجسم

آن است و ساخت اشياي هنري از فرم هاي غير بازنما (و اغلب هندسي) که در نقش برجسته هاي بن

 نيکلسن تجسم يافته است.